کارنکارن، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

خاطرات کارن کوچولو

بچه ها زود بزرگ می شن

باورمون نمیشه این 13 ماه چه زود گذشت کارن حالا تو حیاط راه میره و بازی می کنه و من و مادرش از تماشا کردن پسرمون کلی لذت می بریم . واقعا راست گفتند که : بچه ها بزرگ میشن زود تر از اون که ما فکرشو بکنیم فقط باید حوصله بخرج بدیم!! ...
28 دی 1390

کارن روی ماسه های ساحل بابلسر

هفته قبل کارن رو یک روز آفتابی بردیم گردش اونم کجا بابلسر . پسرم اولین بار بود که پاشو گذاشت رو ماسه ها نمی دونین چه کیفی می کرد رو ماسه ها اینور می رفت اونور می رفت اونم با سرعت!!!!!!! خلاصه خیلی بهش خوش گذشت و خبر مهمتر هم اینکه بالاخره موفق شدیم . کارن دیگه تو صندلی ماشینش می شینه از ساری تا بابلسر تو صندلیش بود . باور کردنش سخته نه !!!!!!!!!!!!!!!! ...
25 دی 1390

اینم عکس های جشن تولد پسر بابا

چند شب پیش یه جشن مختصر به مناسبت تولد کارن گرفتیم. جای همه دوستان و آشنایان که نتونستیم در خدمتشون باشیم خالی انشاالله سال دیگه از خجالت همه در میایم. کارن هم در کل اون شب پسر خوبی بود فقط موقع عکس گرفتن یه خورده اذیت کرد. پسرم کلی کادو گرفت و خوشحال شد ( سرسره - تاب - کفش و کلاه- لباس- صندلی ماشین و ...) و این چند روزم حسابی با اسباب بازیهای جدیدش خوشحاله و بازی می کنه. فقط یکی از کادوهاش صندلی ماشینه و کارن هم کلا از محدودیت بیزار !!!!!!!!!!!! خدا به خیر کنه !!!! می خوام از فردا مبارزه رو شروع کنم و کارن رو تو ماشین فقط تو صندلیش بنشونم . امیدوارم موفق شم. واسم دعا کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!   ...
28 آذر 1390

تولدت مبارک مامانی

کارن پسره عزیزم تولدت مبارک یک سال گذشت سخت وشیرین وما شاهد لحظه لحظه های زندگی تو.زود گذشت .این همون کارن کوچولو که امروز داره راه میره وبه هر کجا سرک میکشه به همه چیز دست میزنه وبا لبخند وچشمای مهربون و پر معناش دل مامان و بابا  رو بدست میاره؟؟؟هنوز گاهی باورم نمیشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو بهترین هدیه زندگی مشترک من و نیمایی.خدایا باز هم سپاس. دوستت داریم عزیزترین. همیشه سلامت وشاد باشی   پیوست:یادت باشه یک سالت شده کلمه میگی ولی هنوز مامان نگفتیهاااااااااا
16 آذر 1390